بعضی وقتا یهو نمیشه

متن مرتبط با «خیلی» در سایت بعضی وقتا یهو نمیشه نوشته شده است

تموم شدن یه چیز و شروع شدن خیلی چیزا...

  • نیلوبلاگ

    اینطوری شد که خانواده رفتن مسافرت و من موندم تنهای تنها... نه اینکه ناراحت باشم نه! اتفاقا برای مامانم خوشحالم که بالاخره رفت مسافرت:-) راستش مامان من خیلی شیطونه یعنی از وقتی که داداشمم دانشجو شد دیگه یه لحظه هم تحمل خونه و پخت وپز و نداره برای همین همش بیرونه یا تنهایی یا با دوستاش الانا که البته من امتحان دارم و داداشم خلاص شده نسبتا ،با هم بیرونن البته گاهی هم پیش میاد که من بلیت تئاتر یا سینم...

    ادامه مطلب
  • چه بسا این اولیشه که خیلی زیادیه:)))

  • نیلوبلاگ

    ١.عقیده شخصی میگه ادمایی که با دستاشون حرف می زنن تو دل بروَن ، این ادما معلوم نیست تو کره زمین چند نفرن اما تعدادشون اطراف من انگشت شمارِ متاسفانه!!:) یکیشونم امروز کشف کردم اونم استاد درس هماتولوژیه ! می دونین هماتو یا خون از اون درساس که پدر در میاره !! شاید واقعا جای تعجب داشته باشه که همه ارگ...

    ادامه مطلب