خرید بک لینک
بعد اون همه دور دور و خوش گذرونی گفت بریم نون و کوبیده بخوریم،
گفتم : دیگه لب به کوبیده و نون نمی زنیم
هنوزم ناراحتم:((
گفت: چی بگم ، خدا .....باعث تمومه خاطرات اینجوریتو!
زبون منم اینو میگه ولی امان از دل:(

برچسب: نویسنده: سارا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:02

صفحه بندی